سقوط
کسی حرف منو انگار نمی فهمه
ماها ثابت کردیم که مرد حرفیم تا اینکه مرد عمل باشیم.جمله های بی روح و منحوس امید دهنده دگر چاره ساز نیست یا حداقل برای کسانی جوابگوست که خود ساخته روحی باشن ولی پیکر نحیف و بی جون من از این شلاق ها و تازیانه های جبر وارانه ی این زندگی پر تلاطم نه تنها خسته بلکه درمانده و ناتوان شده اند. به زبان ساده و با ادبیات عامیانه که قابل درک باشد بایستی بگویم که بریدم.وای برمن اگر تو آن گمگشته ام بودی و من ................. می خوام تنهایی منو از پا در بیاره .می خوام واسه یه بارم که شده به خواسته ی کائنات در قبال ضمیران دوگانه ام جامه ی عمل بپوشانم. طبیعت من در اختیار توام.پس برای نابودیم لحظه ای درنگ نکن.تلاشت رو بکن.نمی خوام حداقل تو شرمنده ی کسی یا چیزی بشی. خسته ام.خسته.بدرود حیات جاویدان.بدرود روزای قشنگ.بدرود خاطراتی که توامان منو شاد میکنی یا عذاب میدی و درود بر نیستی.درود بر مرگ.درود بر تنهایی از پا در آورنده و بدرود به شمایی که حتی وقت اینو ندارید و حوصله نمی ذارید گه این مطلب رو بخونید.
| Design By : Night Skin |


